عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
113
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
تنگ تركان 162 راه امروز پنج فرسنگ كامل و سير خطش به جنوب مايل به شرق و تخمينا يك فرسنگ در خود رودخانه است و راه ديگر ندارد ، و بعد از آن از طرف يسار از رودخانه خارج [ مىشود ] و يك فرسخى هم در بحبوحهء سنگلاخ رو به فراز [ دارد ] و به سر گدوك مىآيد . از سر گدوك به پائين تنگهاى است كه آن را « تنگ تركان » مىنامند و از اوّل تنگه باز به طريق رودخانهء دركشكين رودخانه [ اى ] از اطراف كوهها جارى است و اين آب هم فقط از باران حاصل [ مىشود ] و بهطرف چاه شور مىرود و كشت و زرعى از اين آب نمىشود . رود طبطاب 163 و در اطراف و كف اين رود درختهاى گز بزرگ بسيار است و كوههاى اين نقاط كلية مرتفع و خيلى سخت است . به اين معنى كه تمام آنها سنگى است و به همين جهت تا باران بيايد ابدا به ريگ فرونرفته و سيل جارى مىشود و ابدا آبرو ندارد و دو كوه بزرگ را كه نسبت به ساير كوهها بزرگتر [ ند ] و يك نوع امتيازى دارند ، كوه طرف يمين را بركناج و طرف شمال را [ 101 ] طبطاب مىنامند و رودخانهء مزبوره را هم چون منبع سيلش همين كوه شمالى است رودخانهء طبطاب مىگويند و از آنجا قدرى پايينتر آمده در يمين راه چشمهاى است كه آبش خيلى گرم و شور و تلخ و ناگوارست . شكار قوش 164 و در همان حوالى من و حاجى سهراب خان و چند نفر ديگر از اجزاى شكار از جادّه خارج [ شديم ] و بهطرف چپ راه به عزم شكار قوش رفتيم كه هم صيد تيهو و كبكى كرده باشيم و هم به ملاحظهء سختى از راه و رودخانه كه شتر و قاطر بنه عقب مانده بوده است برسد . و دو سه تيهو هم شكار كرده قوشها را سير نموده و برگشته داخل جادّه شديم . و بعد از آن به جلگهء سراشيبى رسيديم كه سنگلاخش نسبت به سابق كمتر است و قريب يك فرسنگ به گزك مانده باز خطّى از رودآب طبطاب مىگذرد و بعد از آن به مختصر مزرعه [ اى ] مىرسد كه آبش ربع سنگ و محصول غلّهاش دو سه خروار [ ست ] و پنجاه شصت اصله نخل دارد و ملكى نواب خان و شهدوست خان